X
تبلیغات
رایتل

با خودم عهد کرده بودم . قول داده بودم. دیگه نه نه نمی خوام بهت فکر کنم. نمی خوام ، نمی خوام، نمی خوام. نمی خوام شب و روزم رو با تو یکی کنم. نمی خوام بهترین لحظه هام رو با تو قسمت کنم. عهد کرده بودم . تنهایی من سرشار بود از ناگفته های من. می خواستم تنهای باشم. تنهای تنها. حتی تو رو هم نمی خواستم تو لحظات پر عصمت تنهاییم راه بدم. می دانی رفیق راهم، می دانی همسفر زندگیم گاهی در زندگی باید تصمیم گرفت...باید بلند شد...باید عمل کرد...می خواستم عمل کنم...حتی به زبان آوردم کلماتش را ...ج د ا ی ی . گفتم می خواهم ج د ا شوم...از تو، از خودم ، از بچه یی که در بطن وجودم به امانت گذاشتی...می خواستم تنها یی را تجربه کنم...عهد کرده بودم تا باز نگردی باز نگردم...تا نباشی نباشم...از بازی های روزگار از گردش های بیقرار خودم خسته شده بودم. کاش می شد نبود...بارها تکرارش کردم کاش می شد نبود...می خواستم نباشم...می خواستم نباشی...می خواستم نباشد...خواست من، خواست تو، خواست او...ولی کدام مهم بود در بهبوحه زندگی و جنگ...ولی تصمیم گرفته بودم...قطعی ، قاطع‌!!!

از جلسه نشریه بر می گشتم...خسته بودم و کلافه و تنها...همه چیدمان ذهنیم بهم ریخته بود. باران زد...آسمان هوای بوسه بر زمینش بود و باران را بهانه کرد...قدم زدم، دویدم، جیغ کشیدم. گریه کردم. گوشه یی نشستم...زیر تگرگ...استیصال وجودم را سرشار از بی هدفی کرده بود. از همه وجودم حتی از قلب شکسته ام حتی از معده زخم خورده ام باران می بارید. خیس بودم. خیس بوسه باران بر زمین...لبهایم را بسمتش بردم...از بوسه آسمان به زمین چند تایی هم نصیب من شد...یادت کردم...یاد زیر باران...یاد خیس شدن ها...عهدم شکست...باز آمدی و همه چیز را دگرگون کردی رفیق! تشنه بودم...سیراب شدم...گرسنه بودم سیر شدم ولی تب کردم...تب بی عهدی تب بد قولی...باز آمدی و همه چیز را بهم ریختی مرد! باز آمدی...چرا رفتنت با آمدنت همراه است؟ و چرا من اینقدر در تمنای وصلام و تو در تمنای وداع؟ آمدی و من ماندم باز زیر باران...نیامده باز رفتی مهمان شب هایم نشدی باز...آمدی و رفتی و من ماندم و باران و زمین و آسمان...

 

پ.ن: دیشب زیر بارون راه رفتم...دویدم و فریاد زدم...خیس شدم...الان وحشتناک تب دارم و ریه هام دوباره عفونت کرده ولی به لذتش می ارزید...خیلیم می ارزید...

پ.ن: سر کارم تو مدرسه...همه وجودم نفرته از یک مشت آدم بی خرد...دوست و همکار نازنینم ازم خواست سایت مدرسه رو باز کنم. چیزی که می دیدم باورم نمی شد...یه سایت سکس...چرا؟ چون دامین سایت عوض شده ولی هنوز همون آدرس قبلی روی کارتها زده می شه و حالا مدرسه بین الملل دختران دامینش رو فروخته به یه کمپانی سکس...دارم دیوانه می شم از اینکه وقتی کسی از خارج از ایران این سایت رو باز کنه چه فکری می کنه...نه مدیر مسئولیت بر عهده می گیره نه مسئول فنی...دارم دیوانه می شم...دارم خفه می شم از این همه حقارت...ولی چرا آدرس سایت جدید رو روی کارتها نمی زنند؟

ریحانه حقیقی

نوشته شده در سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1386ساعت 10:29 توسط ح| 16 نظر